...

گوسفندان که روی خط غروب راه می روند 

شعری جمعی می خوانند :

دویاره آفتاب طلوع  خواهد کرد 

و چاقترین ِ ما امشب به بهشت خواهد رفت !

...

بزها رو تپه های سترون 

شعری دسته جمعی می خوانند :

دیگر روزنامه ها طعم قدیمی خود را ندارند .

کاش امروز باد برایمان کاغذ مچاله های سطل آشغال های اتاق روزنامه نگاران معترض را بیاورد !

بزغاله ها همچنان  کیهان بچه ها می خورند ! 

...

گاوها در این هوای سرد بیرون نمی آیند 

آنها در طویه تمرین آواز می کنند 

فردا که بهار بیاید 

کنسرت "علف سبز را بفهم " دارند !

...

خرها دیگر خر نیستند ، آنها نه بار می برند و نه  دیگر حرف می زنند !

...

اسبها 

در گریزند 

آنسو تر از گرد و غبار ِ  سم هایشان 

اسبها همین روزهاست که بال در بیاورند ...

اسبها چند وقتی است فهمیده اند 

که این جهان 

توان درک ِ  یالهای سیمین  در باد را ندارد !!!