آی زندگی ...
می خواهم بخندم
آئینه دوست ندارد !
کتم دو روز است عینکم را پس نمی دهد!
یکنفر باید بداند
چرا
هر صبح اینهمه گنجشکِ شکسته زیر پای من است ؟
...
من به اعتراف کلاغها ایمان دارم
کسی دیگر زندگی را
از نگاه درختان
تا
نامه های کودکان روستایی به قناری ها
دزدیده است .
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 13:40 توسط نادر پنا ه زاده
|
برادر مرگ !