به وقت دنیا !
...
فرض کنیم الان
از داخل فنجان قهوه ام یک گله اسب بیرون بتازند .
فرض کنیم که یخچالمان سیگار را ترک کرده باشد .
فرض کنیم که تو به موهایت برگشته باشی .
یا من در آسمان بوته ی تمشکی وارونه کاشته باشم .
فرقی نمی کند
کار از کار گذشته است
دیگر گلدانها گربه ها را وادار به خودکشی کرده اند.
ومن دلفینِ جاسوئیچیم را دور انگشتم چرخانده ام ،
سونامی در راه است .
امکان ندارد از داخل کره ی شیشه ای بیرون بیایی
و به آرزوهایت برسی !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 2:47 توسط نادر پنا ه زاده
|
برادر مرگ !