کنار تنور کوچک

روی گلیم قرمز نمناک نشسته

بیوه زنی

که نان نمی پزد !


آن سوی پرچین 

مردِ تنها

نشسته خسته تر از همیشه

که ترب نمی چیند !

...

گاوها و سگها از سیاهی جنگل ظاهر می شوند

زیر نور تنها چراغ برق روستا .

 پدر ها و مادر ها برای دوشیدن شیر به طویله می روند

کبوترها  ، بالای پشت بام  بقبقو می کنند

صدای  پچ پچه ها و بوسه هایی که شنیده نمی شود !