طبيعيه كه از سر اتفاق هم شده يك در مليارد فرد محترمي از روي لينك گفتمگفت فرهاد عزيز بياد به اين ويرانه پريشاني حقير... و من رو به خاطر مقاله هاي دوستم مورد عنايت (تفضل هم ميشه) قرار بده ...نميدونم ولي فقط ميتونم بگم كه اگر طرفدار هركسي هستيم راهش فحش دادن نيست راهش اينه نظر مخالف رو تحمل كنيم ...گاندي ...اينطوري بر اوضاع مسلط شد...
و اما سومين شعري كه براي خاطر فرهاد مينويسم و تقديمش ميكنم ... او برادر من است.
و (با عرض ارادت فراوان به جناب محسن نامجو كه شعرم تحت تاثير فضاي كارهاي اوست)
يكي به نعل يكي به نعلبكي !
.....
زير دست و پا شكسته اند ابرها
لرزش سكوت توي گوش سنگ رفته است.
زخم خورده است.
مرد مرده است.
- لحظه اي درنگ كن
فكر دنگ و فنگ و زنگ و بنگ كن .
زشت را به رنگ سبز و قرمز و زری قشنگ کن.
بيا بيا مشنگ را زرنگ كن .
بزن به گوش
سازمان خستگي
پكي بزن مخ پكيده را
ملنگ كن .
ملنگ كن .
ملنگ كن.
چشم را گشاد كن به آسمان .
غم دل هميشه را
سرنگ كن .
بزن به رگ .
به رگ بزن ... سر گران شادماني خزنده را
به
مشت
مشت
مشت دردسر دبنگ كن .
برو
به سر سراي قصر هاي مردگان .
برو
به زير و روي اعتراف خوردگان.
پلنگ را
بزن
بزن
بزن
ملنگ كن...
بزن
ملنگ كن.
خر بده
خبر ببر.
آب را به در ببر.
صبر را به سر ببر.
شد ببر نشد ببر .
نظر ببر.
گذز ببر.
زر ببر.
بر ببر .
ببر ببر ببر ببررررررر.
سيلي سكوت را به گونه رنگ كن.
شعرهاي نغز را جفنگ كن.
دست بچه چوب را تفنگ كن .
تير را بزن به قلب هركه شد .
نشد نشد ؛
بيل را بكش .
ريشه را كلنگ كن .
: فشنگ را ببر
توي سينه ستاره دنگ كن
ددنگ كن .
- دستها ي بي حياي ريبه را بگير و سنگ كن
تو سنگ كن.
براي سهم عشق خود
براي عدل و داد و هرچه باد باد ...
براي زندگيت جنگ كن .
توي چشم خود قفس بكش .
زير آب سد نفس بكش .
نه پيش پيش رو نه پس بكش.
خاش خاش شو و خس بكش .
تنگتر زتنگ كن.
رود زنده را ببر به داخل شلنگ كن .
فكر
دنگ و فنگ و رنگ و بنگ كن .
كمي كمي
فقط كمي
درنگ كن.
....
زير دست و پا شكسته اند ابرها
لرزش سكوت توي گوش سنگ رفته است.
مرد مرده است.
زخم خورده است.